تبليغاتX
لیلا دختر مهتاب - خودارضایی
به نام معشوق حقیقی که وفایش ازلی و ابدی است

 

سه «تابو» هست که همیشه رنج ام می دهد! «دین»؛ «سکس» و «خودم».

تمام تلاش من بر شکستن سه دژی ست که مردم از نزدیک شدن به آن می ترسند! و شکستن هر کدامش، نیازمند قدرتی بزرگ است که در همه ی ما، به نوعی هست. از پرداختن به دوتای اول که شرم داریم و سومی [که خودمان هستیم] را اصلن نمی بینیم!

نخستین قدم برای شکستن این تابوها، «بی تعارفی» همراه با « صداقت» است.

وقتی با جان و جسم و وجدانم، صادقانه تعارف نداشته باشم، به ترتیب، هر سه تابو را خواهم شکست. دو دژ اول، دژی ست که با کمک دیگران باید آن را فتح کرد. ولی سخت ترین دژ، «قلعه­ی خویشتن» است. چرا که درست برعکس آن­چه که همه می­اندیشند؛ [به عقیده­ی من] اگر ما به دیگران هم راست بگوی­ایم، به خودمان دروغ می­گوی­ایم.

وقتی خودمان را فتح کردیم، می­توانیم قلعه­های دیگر را یک به یک، بگشای­ایم.

آن­چه می­خوانید نه نظر کارشناسی است، نه دیدگاه روان­پزشکی، نه هیچ پایه و مایه­ی علمی دارد. فقط یک سوژه­ی اجتماعی ست که تا به حال کسی درباره­اش حرف نزده. یا خجالت می­کشند، یا مهم نمی­دانند.

اما من نه خجالت می­کشم و نه بی­اهمیتش می­دانم.

از وقتی دوران بلوغ شروع می­شود، و مخصوصن در دوره­ی

 راهنمایی که کتاب «علوم تجربی» برای بچه­ها، جای تخمدان ِ زنان

و کیسه­ی اسپرم آقایان را با دوتا نقطه­ی قرمز نشان داده است این سخن

 را به تکرار می­شنویم که «خودارضایی نکنی! کور می­شی! کچل می­

شی! از زنده­گی می­افتی! و...»

 

ماجرا با اولین تجربه­ی خودارضایی شروع خواهد شد. تمایلات جنسی روز به روز بیش­تر می­شود. سوآل­ها روز به روز افزایش می­یابد و فاجعه­آمیزترین اتفاقی که می­افتد این است؛

«پاسخ­گوی مسایل جنسی نوجوانان، نوجوان ِ دیگری ست که خودش از این قضیه، هیچ چیزی نمی­داند!»

در این مواقع، دختر و پسرهایی مرجع تقلید می­شوند که در همان عوالم نوجوانی، دوست پسر یا دوست دختری دارند و دست کم یک بار در پس و پناه درخت و بوته­ای، دَمی به خـُمره زده­اند.

این­ها درست مثل پیامبران الهی، راه و چاه مسایل جنسی را به دوستان ِخود گوش­زد می­کنند و آن­ها هم مثل برّه­های مطیع، عامل ِاجرایی فرامین ِاین پیامبران ِبی کتاب­اند.

.

تجربه­های اول، که به مذاق ِنوجوان خوش می­آی­اد، عاملی برای تکرار تجربه­ی بعدی و بعدی و بعدی ست.

من هنوز هم نمی­دانم این کار واقعن چه تاثیری دارد؟ برای انسان مضر است یا ضرری ندارد؟ هنوز هم نمی­دانم که خودارضایی کار درستی ست یا اشتباه است؟ و هنوز دراین سن ، از فرآیند و مکانیزم این اتفاق، ناآگاه­ام.

خودِ من به عنوان یک دختر ایرانی هنوز نمی­دانم به راستی «خود ارضایی»، چه مشکلی را به وجود خواهد آورد؟... و این یعنی فاجعه­ی آموزش در ایران!!

.

نمی­توانیم سوآل کنیم، نمی­دانیم چه طور با دیگر­ان ارتباطِ منطقی برقرار کنیم، همه­ی مسایل جنسی در فرهنگِ ما «تابو» شده، همه چیز با دین مقایسه و مقابله می­شود، هیچ مرجع علمی­یی در دست نیست، هیچ فرد مطلعی جرأت آموزش آشکار ندارد، حتا در کلاس ِ بعد از آزمایش خون، که درآن تازه عروس و دامادها را می­نشانند و 20 دقیقه برای­شان درباره­ی چه­گونه­گی تولید بچه حرف می­زنند [چیزی که هر گوریل ِ آفریقایی هم به صورت غریزی بلد است] چیزی جز اطلاعات بی­خود و بی­حاصل، نمی­دهند.

هنوز ما خودمان خجالت می­کشیم درباره­ی مطلبی که به موضوعات جنسی ارتباط دارد، حتا حرف بزنیم، هنوز ما یک فیلم آموزشی دراین باره ندیدیم! و هنوزهای دیگری هست که نمی­دانیم!

.

امروز باید به خودم بگوی­ام که اگر روزی فرزندی داشته باشم، محال است بگذارم مرجع ِ سوآلاتش، دوستانش باشند. نمی­گذارم کسی راه­نمای­اش باشد که خودش از راه، چیزی نمی­داند. من این روزهای سردرگمی را در کنار همه­ی دوستانم، تجربه کرده­ام. من بی­پاسخی را از دریچه­ی همه­ی دوستانم،دیده­ام. من دلهره­ی مداوم ِچراهای بسیاری را تجربه داشته­ام. نمی­خواهم فرزندم نیز به این ظلمت و ناآگاهی دچار شود. فرزندی را تربیت می­کنم که در زمان ِمناسب، همه چیز را بداند.

.

امروز، نوجوانان از روزنه­ی کلید و گوشه­ی در، یا در اتاق خویش و پای ماهواره یا اینترنت، سوآلاتشان را جواب می­دهند. این­ها هم دچار سردرگمی و بلاتکلیفی­اند. این­ها هم مراجع تقلیدی دارند که او را دچار دوگانه­گی­های کشنده و خردکننده­ای می­کند!

هم، نسل من، هم، نسل بعد از من، و هم، نسل بعد از ما، گرفتار این معضل خواهیم بود. ما به نوعی از «ناآگاهی» رنج می­بردیم، بچه­های امروز به نوعی از «بدآگاهی» رنج می­برند. و تا فرهنگ درست نشود، تا «تابو»ها شکسته نشود، هیچ امیدی به نسل بعدی نیست. نسلی که ما، پدران و مادرانشان هستیم!...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/04ساعت   توسط لیلا  | 

 

SongCode.blogfa