تبليغاتX
لیلا دختر مهتاب - روزگار خیلی بد داره میچرخه...
به نام معشوق حقیقی که وفایش ازلی و ابدی است

امروز هم یکی از اون روزهایی که باید با خودم تنها باشم...چرا؟؟چرا؟؟ بعضی ها


معنی احساس و نمیفهمه...


رفت و من تنها شدم اما میدونم اون دیگه تنها نیست...از امشب مهمونی دارم ...با


غم ها...؟؟آخ که چقدر تنهام...دستام سرده...صبرم سر اومده دستاش و


میخواد...ای دل غمگین من... دیدی چقدر بی رحم بود؟؟؟


تو یه قطار بازی نشستم به هر طرف که دلش میخواد منو میچرخونه...


یکی میگه خوبه یکی میگه بده...گوشهام میشنوه صدای کسایی که منو ترد


کرد...هممونی که روز اول به من بال و پر داد...صدام زد...صدامو شنید...با من گریه


کرد...مات و مبهوت از این همه غم که تو دلم داشتم...فکر کردم آخرشه...اما به


بهانه ای خودشو عقب کشید...اینه بازیه زندگی....


یکی میاد...یکی میره...


خوابهام وارونه تعبیر شده...قرار بر صعود و من در حال سقوطم ...قرار بر پیدا شدن


بود ومن نمیدانم چرا گم شده ام....


دلم شکسته هیچ کسی نمیفهمه...صدای خورد شدن قلبم و خودم شنیدم ...با


این کارخودشو راحت کرد اما نفهمید چه بلایی سر من اومد...


لعنت به من...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت   توسط لیلا  | 

 

SongCode.blogfa